شنبه , فوریه 29 2020
صفحه اصلی / خودیابی و عزت نفس / واقعیتی بنام زندگی

واقعیتی بنام زندگی

 

همه‌ی تصاویر ، صحنه‌ها، اتفاقات و هر آنچه از ذهن انسان می‌گذرد و انجام می‌شود چیزی است بنام زندگی، بقیه‌ی تصاویری که فقط در ذهن مانده‌اند و هیچ‌وقت اجرا نمی‌شوند، دودسته هستند یا رؤیا و یا کابوس.

 

میل ما

هدف و علاقه ذاتی آدم‌ها ، خوشبختی  و کمال است و این قسمتی جدایی‌ناپذیر از سرشت آدمی است.

هر چه تلاش و برخواستنی است، به امید رسیدن به این میل است، حتی اگر برخیزی و جانی بستانی، چه جان گوسفندی باشد برای سیری شکم و چه جان انسانی  برای تصرف  مالش.

راه ما

انسان می‌رود که خوشبختی را پیدا کند، اما از  راهی سخت و مصیبت‌بار که تنها راه اوست، راهی که با  شیون و درد زائو  شروع و با صیحه و زاری مرگ خاتمه می‌یابد.

تولد نوزاد شیرین است، آن‌قدر شیرین که تلخی درد زایمان مادر  احساس نشود، اصلاً هیچ‌وقت فکر کرده‌اید اگر طعم تلخ نبود شیرینی  با چه چیزی مقایسه می‌شد؟ اصلاً شیرینی کشف می‌شد؟

باور قاعده‌ی زیستن

کسی پیدا می شود که شاهد تولد، مرگ، بیماری، شفا،درد،آرامش،تلاش،سختی،ایستادن،افتادن،سکوت،فریاد،نشستن،برخاستن،تنهایی،شادی،شکست ، پیروزی و هزار بازی دیگر زیستن نبوده باشد و بتواند منکر آن‌ها شود ؟

پس چرا شادی را دائمی و غم را بعید می‌بینیم ؟

چرا سلامتی را طبیعی  و درد را غیرطبیعی می‌بینیم؟

چرا بقا را عادی  و مرگ را غیرعادی می‌پنداریم؟

چرا پیشرفت را خوشبختی و شکست را بدبختی می‌بینیم؟

چرا خوبی را پایدار و بدی را ابدی تلقی می‌کنیم ؟

و دریایی از چراهای دیگر که بر آن شناوریم.

واقعاً روزی وجود دارد که وقتی از خونه بیرون می روی در را بازکنی و در دنیای خود همه‌چیز عیناً مطابق میل تو باشد؟

بوی راه‌پله آپارتمان و طبع تو،

گردوخاک خیابان و کفش واکس‌زده‌ات،

سروصدای آدم‌ها و آسایشت،

هوای ابریِ غبارآلود و تنفست،

مسافت طولانی و توان جسمی‌ات، و……

اگر روزی بیدار شدی و هیچ‌کدام از این‌ها اتفاق نیافتاد، یقیناً تو شب قبل مرده‌ای.

روزگاری تصور می‌کردم او نایی  که با مصیب و بلای کمتری در زندگی‌شان مواجه اند حتماً پیش خدا عزیزتر هستند. شاید زیادی خوب‌اند که خدا این‌قدر دوستشان دارد.

تا اینکه چشمم باز شد به دیدن  درد کسانی که واقعاً تو خوب بودن همتایی برایشان وجود نداشت.

آدم‌هایی که این‌قدر پاک و مهربان بودند که از جانشان برای دیگران می‌گذشتند، آدم‌هایی که لب به نان نمی‌زدند اگر می‌فهمیدند  چشم‌گرسنه‌ای  به دستانشان هست، آدم‌هایی که حقشان رو بخشیدند تا آرامش برای دیگران بخرند.

مریض نمی‌شدند، که بدترین نوعش را مبتلا شدند،نه دارویی داشت و نه تسکینی.

بی‌پولی نمی‌کشیدند، که بسیار دیدند سفره‌ی خالی و معصومیت نگاه بچه‌ها شون را.

بی‌حرمتی نمی‌دیدند، که رفتاری را شاهد بودند که سگان ولگرد به خود ندیده بودند.

 

پس قضیه چیه واقعاً ؟

دلیل رنج کشیدن انسان چیست؟

لحظه تولد نوزاد را  به یاد دارید؟  تلخی درد زایمان و شیرینی تولد  کودک رو می گم.

چطوراست این نگرش را تعمیم دهیم به همه دردها و سختی‌های زندگی، من وقتی از کوچک‌ترین داشته‌هایم لذت بردم که هنوز در باتلاق زندگی ام دست و پا می زدم ، چشیدن شیرینی داشته هایم بسیار قوی تر از کسانی بود که طعم تلخی رو مزه نکرده بودند.

این تجربه واقعاً برای چه کسی  اتفاق نیفتاده؟  وقتی در شرایط باثبات و یکسانی زندگی می‌کنیم معمولاً قدر داشته‌هایمان را نمی‌دانیم .

همین‌الان به آخرین باری بیمار بودید فکر کنید.، آره ایراد ندارد همان سرماخوردگی ساده هم مدل خوبیست، سردردش،آبریزش بینی، بدن درد، کدام‌یک اذیتتان کرد ؟

   الآن چطور هستید؟

قدر نداشتن همه‌ی آن دردها رومی دانید؟

 

شما همین الان هم سرماخورده‌ای ؟ خب بازم همان تکنیک رو انجام دهیم. آخرین روز قبل از بیماری رو به یاد آورید.

قدر روز سلامتی را  چطور،؟

به نظرتان ممکن است هرگز خوب نشوید؟

آیا  اولین باری است که بیمار شدید؟

حتی اگر در حال مبارزه با بیماری‌ای باشید که بهبودش دشوار و دور از تصور باشد. مجدد همین تمرین را پیشنهاد می کنم، زیرا یقینا روزهای خوب را دیده‌اید همواره می‌توانید به زندگی خوب امیدوار باشید چون تجربه به شما نشان داده نه خوبی و نه بدی هیچ‌یک ابدی نیستند.

یک‌راه حل و تنها راه موجود

((من آنچه بر من رفته است نیستم، من آنچه انتخاب می‌کنم هستم))

“جیمز هولیس”

به قول جیمز هولیس ، ما آنچه انتخاب می‌کنیم هستیم، زیرا هرچه که برایمان اتفاق می‌افتد نوعی سرنوشت و طبیعت زندگی است، و باید بپذیریم این سختی‌ها هستند که کوچک‌ترین لحظات شاد ما را موردسنجش قرار می‌دهند. فردی که سال‌ها فلج بوده بی‌نهایت بیشتر از من از قدم زدن در پارک لذت می‌برد و اگر هر دو در حال قدم زدن بمیریم، قطعاً او از من خوشبخت‌تر جان می‌سپارد.

 

هرکه در این بزم مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند.

“مولانا”

 

درباره fashkooh

این مطالب را نیز ببینید!

عزت نفس

نگرش جالب دکتر محمدی به موقعیت شغلی و نحوه پیشرفت خود

http://     پروفسور حسن رضا محمدی که از مشهورترین جراحان مغز و اعصاب ایران …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *